دوشنبه 31 اردیبهشت ماه سال 1386
جاده
جـــاده ::
یک بنده خدایی ، کنار اقیانوس قدم میزد و زیر لب ، دعایی را هم زمزمه میکرد . نگاهى به آسمان آبى و دریاى لاجوردین و ساحل طلایى انداخت و گفت
: - خدایا ! میشود تنها آرزوى مرا بر آورده کنى ؟ ناگاه ، ابرى سیاه ، آ سمان را پوشاند و رعد و برقى در گرفت و در هیاهوى رعد و برق ، صدایى از عرش اعلى بگوش رسید که میگفت : چه آرزویى دارى اى بنده ى محبوب من ؟ مرد ، سرش را به آسمان بلند کرد و ترسان و لرزان گفت : - اى خداى کریم ! از تو مى خواهم جاده اى بین کالیفرنیا و هاوایی بسازى تا هر وقت دلم خواست در این جاده رانندگى کنم !! از جانب خداى متعال ندا آمد که : - اى بنده ى من ! من ترا بخاطر وفادارى ات بسیار دوست میدارم و مى توانم خواهش ترا بر آورده کنم ، اما ، هیچ میدانى انجام تقاضاى تو چقدر دشوار است ؟ هیچ میدانى که باید ته اقیانوس آرام را آسفالت کنم ؟ هیچ میدانى چقدر آهن و سیمان و فولاد باید مصرف شود ؟ . من همه ى اینها را مى توانم انجام بدهم، اما ، آیا نمى توانى آرزوى دیگرى بکنى ؟ مرد ، مدتى به فکر فرو رفت ، آنگاه گفت : - اى خداى من ! من از کار زنان سر در نمى آورم ! میشود بمن بفهمانى که زنان چرا مى گریند ؟ میشود به من بفهمانى احساس درونى شان چیست ؟ اصلا میشود به من یاد بدهى که چگونه مى توان زنان را خوشحال کرد؟ صدایی از جانب باریتعالى آمد که : اى بنده من ! آن جاده اى را که خواسته اى ، دو باندى باشد یا چهار باندى ؟؟!! 
 
چاپ مطلب
5نظرات افشین 10:01 AM
شنبه 29 اردیبهشت ماه سال 1386

پیرمرد هر بار که می خواست اجرت پسرک واکسی کر و لال را بدهد، جمله ای را برای خنداندن او بر روی اسکناس می نوشت. این بار هم همین کار را کرد.
پسرک با اشتیاق پول را گرفت و جمله ای را که پیرمرد نوشته بود، خواند. روی اسکناس نوشته شده بود: وقتی خیلی پولدار شدی به پشت این اسکناس نگاه کن. پسر با تعجب و کنجکاوی اسکناس را برگرداند تا به پشت آن نگاه کند. پشت اسکناس نوشته شده بود: کلک، تو که هنوز پولدار نشدی!
پسرک خندید با صدای بلند؛ هرچند صدای خنده خود را نمی شنید..

چاپ مطلب
1نظرات افشین 4:41 PM


P r o f i l e شناسنامه
یک مرد.با صدای بی صدا
...مثل یک کوه بلند

S u b j e c t موضوعات
سینما
ادبیات

L i n k پیوندها
صفا در لوس آنجلس
donya
آناهیتا
شقایق وحشی
سامناک
سارا
سینا
ستاره ی طلایی
بانوی باران
شولیا
سپیده
چشمک

A r c h i v e بایگانی
بهمن 1384
اسفند 1384
فروردین 1385
اردیبهشت 1385
خرداد 1385
تیر 1385
مرداد 1385
شهریور 1385
مهر 1385
آبان 1385
آذر 1385
دی 1385
بهمن 1385
اسفند 1385
فروردین 1386
اردیبهشت 1386
تیر 1386
مرداد 1386
شهریور 1386
مهر 1386
آذر 1386
دی 1386
اردیبهشت 1387
تیر 1387

L o g o نشانه

M u s i c موسیقی

C o u n t e r دوستان با وفا
18705 از آغاز تا امروز


L a s t C o m m e n t آخرین عناوین یادداشت ها
شروعی دوباره...
گرگ ها...
درس امروز...
چقدر خنده داره...
[ بدون عنوان ]
سهراب...
فرصت شناسی
دست ها
یادش بخیر.
قضاوت
جاده
[ بدون عنوان ]
فقط برای این که بگم هنوز هستم
فلسفه
از روی دلتنگی ها

© 2006 Seven Arts Weblog by Afshin. ® All rights reserved. pars7art.blogsky.com :: Login System