جمعه 31 فروردین ماه سال 1386 ادبیات
فقط برای این که بگم هنوز هستم

حکایت از شیخ سعدی)) هرگز از دور زمان ننالیده بودم و روی از گردش آسمان در هم نکشیده ، مگر وقتی که پایم برهنه بود و استطاعت پای پوشی نداشتم ، بجامع کوفه در آمدم دلتنگ ، یکی را دیدم که پای نداشت سپاس نعمت حق بجای آوردم و بر بی کفشی صبر کردم. مرغ بریان بچشم مردم سیر کمتر از برگ تره برخوانست وانکه را دستگاه و قوت نیست شلغم پخته مرغ بریان است

چاپ مطلب
5نظرات افشین 01:24 AM
سه شنبه 7 فروردین ماه سال 1386
فلسفه

یکى از استادان رشته ى فلسفه ، در یکى از دانشگا هها وارد کلاس درس مى شود و به دانشجویان می گوید می خواهد از آنها امتحان بگیرد ، بعدش صندلى اش را بلند می کند و می گذارد روى میزش ، و می رود پاى تخته سیاه ، و روى تابلو ، چنین مى نویسد :
ثابت کنید که اصلا این " صندلى " وجود ندارد !
دانشجویان ، مات و منگ و مبهوت ، هر چه به مغز شان فشار می آورند و هر چه فرضیه ها و فرمول هاى فلسفى و ریاضى را زیر و بالا می کنند ، نمى توانند از این امتحان سر بلند بیرون آیند . تنها یک دانشجو ، با دو کلمه ، پاسخ استاد را می دهد . او روى ورقه اش می نویسد : کدام صندلى ؟؟


چاپ مطلب
2نظرات افشین 7:09 PM


P r o f i l e شناسنامه
یک مرد.با صدای بی صدا
...مثل یک کوه بلند

S u b j e c t موضوعات
سینما
ادبیات

L i n k پیوندها
صفا در لوس آنجلس
donya
آناهیتا
شقایق وحشی
سامناک
سارا
سینا
ستاره ی طلایی
بانوی باران
شولیا
سپیده
چشمک

A r c h i v e بایگانی
بهمن 1384
اسفند 1384
فروردین 1385
اردیبهشت 1385
خرداد 1385
تیر 1385
مرداد 1385
شهریور 1385
مهر 1385
آبان 1385
آذر 1385
دی 1385
بهمن 1385
اسفند 1385
فروردین 1386
اردیبهشت 1386
تیر 1386
مرداد 1386
شهریور 1386
مهر 1386
آذر 1386
دی 1386
اردیبهشت 1387
تیر 1387

L o g o نشانه

M u s i c موسیقی

C o u n t e r دوستان با وفا
18688 از آغاز تا امروز


L a s t C o m m e n t آخرین عناوین یادداشت ها
شروعی دوباره...
گرگ ها...
درس امروز...
چقدر خنده داره...
[ بدون عنوان ]
سهراب...
فرصت شناسی
دست ها
یادش بخیر.
قضاوت
جاده
[ بدون عنوان ]
فقط برای این که بگم هنوز هستم
فلسفه
از روی دلتنگی ها

© 2006 Seven Arts Weblog by Afshin. ® All rights reserved. pars7art.blogsky.com :: Login System