سه شنبه 14 آذر ماه سال 1385
دعا
درود بر دوستان عزیزم.زیاد وقتتون رو نمی گیرم. اما حالم خوب نیست. دکتر ناقلا فهمید که دارم گمراهش می کنم. فهمید که مشکل عصبیه.من از مرگ نمی هراسم  اما نمی خوام تو بستر و از روی بیماری بدنی باشه. اگه واقعا بهم ثابت بشه که مشکلم چیه مثل فیل ها و یا سرخپوستان و یا مثل ریوزو رفتار خواهم کذد. یا مثل تولستوی. بهر حال مهم نیست. خیلی سریع همه چیز به باد فراموشی سپرده می شه. شما محرم من هستید. چون منو لو نمی دید. ولش کن. اصلا چیز مهمی نیست. بدرود.
چاپ مطلب
10نظرات افشین 6:15 PM
دوشنبه 6 آذر ماه سال 1385 ادبیات
یک داستان پند آموز

کوری بود که پیوسته می گفت:ای مردم روزگار!من دو کوری دارم. آگاه باشید که به من دو بار رحم کنید.

بود کوری کو همی گفت الامان        من دو کوری دارم ای اهل زمان

پس دو بار رحمتم آرید هان              چون دو کوری دارم و من در میان

شخصی به او گفت:من یک کوری تو را می بینم کوری دیگر تو چیست؟آن را نشان بده.گفت:آواز زشت و دلخراشی دارم.آواز زشت و کوری مضاف شده پس من دو کوری دارم.

گفت:یک کوریت می بینیم ما             ان دگر کوری چه باشد وانما

گفت:زشت آوازم و ناخوش نوا             زشت آوازی کوری شد دوتا

گدا می گفت آواز زشتم مایه اندوه است و هر که آواز مرا می شنود محبتش نسبت به من کمتر می شود.بنابر این بر دو کوری من دو بار رحم کنید.

بر دوکوری رحم را دو تا کنید               این چنین نا گنج را گنجا کنید

گدا مبتلا به دو کوری بود اما دو کوری اش ظاهری بود. ولی بعضی ها دچار سه کوری هستند!کسانی که تفکرشان هم کور است. و هیچ وقت نمی توانند پیرامون و مفاهیم زندگی را درک کنند.

وانکه آواز دلش هم بد بود                 آن سه کوری دوری سرمد بود

نتیجه این که بیشتر مشکلاتی که برای انسانها در تعامل با یکدیگر بوجود می آید از اطلاعات شناخت شخصیت فرد و درک نشدن پیام های دیگران به عنوان یک فرستنده ناشی می شود. شخصیت هر فرد عبارت از تعبیر و تفسیر دیگران.(البته نه همیشه!)واین عدم ارتباط و درک درست از پیرامون و وضعیت موجود و تفسیر به رای کردن باعث بروز ناهنجاری می شود.بدرود

چاپ مطلب
7نظرات افشین 08:49 AM


P r o f i l e شناسنامه
یک مرد.با صدای بی صدا
...مثل یک کوه بلند

S u b j e c t موضوعات
سینما
ادبیات

L i n k پیوندها
صفا در لوس آنجلس
donya
آناهیتا
شقایق وحشی
سامناک
سارا
سینا
ستاره ی طلایی
بانوی باران
شولیا
سپیده
چشمک

A r c h i v e بایگانی
بهمن 1384
اسفند 1384
فروردین 1385
اردیبهشت 1385
خرداد 1385
تیر 1385
مرداد 1385
شهریور 1385
مهر 1385
آبان 1385
آذر 1385
دی 1385
بهمن 1385
اسفند 1385
فروردین 1386
اردیبهشت 1386
تیر 1386
مرداد 1386
شهریور 1386
مهر 1386
آذر 1386
دی 1386
اردیبهشت 1387
تیر 1387

L o g o نشانه

M u s i c موسیقی

C o u n t e r دوستان با وفا
18703 از آغاز تا امروز


L a s t C o m m e n t آخرین عناوین یادداشت ها
شروعی دوباره...
گرگ ها...
درس امروز...
چقدر خنده داره...
[ بدون عنوان ]
سهراب...
فرصت شناسی
دست ها
یادش بخیر.
قضاوت
جاده
[ بدون عنوان ]
فقط برای این که بگم هنوز هستم
فلسفه
از روی دلتنگی ها

© 2006 Seven Arts Weblog by Afshin. ® All rights reserved. pars7art.blogsky.com :: Login System